خانه > دسته‌بندی نشده > بازى بزرگ پاكستان، بن بست در افغانستان

بازى بزرگ پاكستان، بن بست در افغانستان

در طى ده سال جنگ در افغانستان، هيچگاهى به اين روشنى نقش پاكستان در جنگ افغانستان مورد انتقاد نبوده است. بعد از متهم شدن پاكستان از سوى آمريكايى ها به حمايت فعالانه از شبكه حقانى، سفير بريتانيا در كابل نيز با لحنى تند و غير معمول اما در لفافه به نقش پاكستان در جنگ ها اشاره كرد و غير مستقيم با تشبيه پاكستان به لاشخورها، هشدار داد كه موقعيت «جمع كردن…» براى لاشخورها هيچ وقت فراهم نخواهد شد. به دنبال تشديد تنش لفظى پاكستان با آمريكا و بريتانيا، مقامات دولت افغانستان نيز همزمان جنگ روانى-زبانى بر ضد پاكستان را بيشتر از گذشته دامن مى زنند. لغو ستاد مشترك صلح و سفر گيلانى به افغانستان از آخرين اقدامات  دولت كرزى بر ضد پاكستان است. البته مثل هميشه در طى اين ده سال، پاكستان در اين موارد يا سكوت مى كند و يا بسيار خونسردانه حمايتش از طالبان را منكر مى شود.
رونما شدن اين تحولات، جنگ ده ساله در افغانستان را وارد مرحله اى تازه كرده  و پاكستان به عنوان متحد جنگ ضد تروريسم در افغانستان عملا و علنا كنار گذاشته شده است. اينك پاكستان برخلاف توقع اوليه غرب، حامى اصلى شورشيان در افغانستان پنداشته مى شود، نه متحد استراتژيك غرب آنگونه كه توقع مى رفت. هر روز كه مى گذرد اين نقش و هويت پاكستان در جنگ افغانستان برجسته تر و علنى تر مى شود.
پاكستان در افغانستان، بازى بزرگى را در طى اين ده سال بازى كرده است كه شايد مهمترين هدفش به بن بست كشيدن افغانستان بعد از طالبان باشد. در وضعيت فعلى به تناسب دوران آشفته و سرآسيمه بعد از يازده سپتامبر، پاكستان نتيجه اى را كه در افغانستان مى خواهد بيش از هر وقتى دست يافتنى تر مى بيند. در مقابل، پيچيدگى و بزرگى بازى دور از انتظار پاكستان، آمريكا و بريتانيا را از يكسو غافلگير و از سوى ديگر درمانده و عصبانى كرده است. اين دو قدرت جهانى و متحد ديرين و استراتژيك پاكستان شايد در بدبينانه ترين تحليل هم پيشبينى نمى كردند كه بعد از ده سال جنگ پر هزينه و پر تلفات و كمك چند ميليارد دالرى به پاكستان، از پشت چهره هاى پر موى و دستار به سر و شبح گونه طالبان، افسران ريش تراشيده و شيك پوش آى اس آى ظاهر شوند. شايد آمريكا و بريتانيا در آغاز بيشتر احتمال مى دادند كه سپاهيان ايرانى پشت صحنه باشند تا  افسران آى اس آى كه در محافل غربى دوست و متحد پنداشته مى شدند.
حالا كه طرف هاى عمده درگير در افغانستان تا حدودى از تاريكى بيرون آمده اند، وضعيت براى همه طرف ها به مرحله اى دشوار و سرنوشت ساز رسيده است. پاكستان بيش از هر وقتى زير فشار بين المللى قراردارد تا حمايتش را از طالبان قطع كند. آمريكا و بريتانيا هم بعد از ده سال جنگ طاقت فرسا و پيچيده، خسته، درمانده و سردرگم هستند. شايد آمريكا و بريتانيا توان، انگيزه و زمان آغاز كردن يك پلان نو را در افغانستان-پاكستان هم از دست داده باشند. پروسه بن و دولت سازى در افغانستان نيز شايد همانگونه كه پاكستان مى خواست از همه جهت به بن بست انجاميده است و بيشتر شبيه به ويرانه اى مى ماند كه ديگر اميدى به آبادى آن نيست. در كل به نظر مى رسد افغانستان براى آمريكا و بريتانيا به مردابى تبديل شده است كه هرچه بيشتر براى نجات، دست و پاى مى زنند عميقتر در آن غرق مى شوند.
پاكستان چون هند بريتانوى يا افغانستانى تحت سلطه مستقيم مى خواهد و يا اينكه حداقل افغانستانى مى خواهد كه در كنترل پاكستان باشد. در بيش از سه دهه جنگ در افغانستان، پاكستان هميشه يك طرف عمده بوده و تلاش كرده است تا به اين اهداف استراتژيك دست يابد. افغانستان همانگونه  كه در هميشه تاريخ همسايگى اش با هند بريتانوى يا در جنگ بود يا تحت الحمايه بريتانيا، اينك چنين رابطه و سرنوشتى با پاكستان نيز دارد. پاكستان در طى اين سه دهه جنگ، در افغانستان چنان نفوذ كرده است كه اگر به چيزى كمتر از تسلط كامل و يا ايجاد نظام تحت الحمايه قانع شود، به صورت روشن اشتباه استراتژيك است. تداوم سياست فعلى پاكستان وقتى قابل درك تر مى شود كه به نقش هند در افغانستان توجه شود. اهميت افغانستان براى بريتانيا در بازى بزرگ با روسيه بود و حالا بخش عمده اهميت افغانستان براى پاكستان نيز خصومتش با هند است. البته در كنار اين پاكستان بيش از هر كشورى خود را در موقعيتى مى بيند كه توان كنترل و يا بلعيدن افغانستان بى صاحب و ضعيف را دارد. افغانستان در اين منطقه از آسيا تنها سرزمينى است كه تا هنوز شكل تثبيت شده از يك دولت-ملت با مرزهاى غير قابل تغيير را ندارد و لاشه اى بازمانده از بازى بزرگ بريتانيا و روسيه است كه تا هنوز طمع لاشخورهاى منطقوى را تحريك مى كند و هر كدام به درجه اى در تلاش هستند تا در آن سهم داشته باشند. خروج نيروهاى خارجى رقابت بر سر اين ملك بى صاحب را بيشتر تشديد خواهد كرد. برخلاف شعارهاى آمريكا و بريتانيا، به نظر مى رسد افغانستان در نهايت در چنگ «لاشخورها» رها خواهد شد. هزينه سروپا نگه داشتن افغانستان در دراز مدت بيشتر و پردردسرتر از آن است كه اين دو كشور حاضر به پرداخت آن باشند.
واكنش گروه هاى افغانستانى به دخالت پاكستان در امور افغانستان در بسيارى موارد غير معقول است. هرچه طبل دشمنى با پاكستان در كابل آواز بيشتر كند، به صورت طبيعى اسلام آباد نيز رويكرد خصمانه ترى را در پيش خواهد گرفت. زمينه دادن به هند در افغانستان و روابط گسترده با آن كشور، ممكن براى افغانستان توجيهات بسيار داشته باشد، اما اين به صورت طبيعى خصومت بيشتر پاكستان را باعث شده است. بسيارى ها مخصوصا در حلقات سياسى غير پشتون و به صورت اخص در ميان سران تاجيك، با شعار خصومت مداوم با پاكستان درصدد جلب حمايت هند و ديگر كشورهاى رقيب پاكستان مى باشند. به نظر مى رسد اين عده، مقدار حمايت هند را در برابر ميزان دشمنى پاكستان وزن نمى كنند و مثل هميشه قدرت عمل پاكستان در افغانستان را آنگونه كه بايد يا درك نمى توانند و يا هيچ به آن فكر نمى كنند. قتل مهره هاى درشتى چون ربانى نيز بعيد است در اين وضعيت به غير از تشديد خصمانه شدن شعارها در كابل تغيير ديگرى به دنبال داشته باشد.
بازى بزرگ پاكستان دلايل بسيار براى برندگى دارد. افغانستان از لحاظ اقتصادى و ارتباط با دنياى بيرون كاملا در انحصار پاكستان قرار دارد. بنادر پاكستان براى افغانستان چنان حياتى است كه حتى بسته شدن آن در مدت زمانى كوتاه هم زندگى را در افغانستان غير قابل تحمل مى سازد. نفوذ پاكستان بر كمربند پشتون افغانستان بيش از نفوذ دولت كابل است. بسيارى ها در اين مناطق با كويته، پشاور و اسلام آباد بيشتر احساس از خودى بودن دارند تا كابل، بدخشان، هرات، مزار و باميان. شايد بسيارى را نتوان راضى به عمليات و جنگ در پشاور يا كويته كرد، اما همان ها با شوق حاضر به جنگ در مناطق غير پشتون افغانستان هستند. پاكستان آگاهانه از اين خصومت پشتون ها بر ضد ديگران استفاده مى كند. با نظرداشت اين واقعيت.به نظر مى رسد كه پاكستان در فرداى خروج غربى ها دوباره به آسانى بر افغانستان مسلط خواهد شد. پشتون ها به صورت عمده مثل بار اول در برابر طالبان نخواهند جنگيد. اين دفعه هزاره ها و ازبيگ ها فاقد سازماندهى و سخت افزار جنگى هستند. تاجيك ها ممكن است كه براى مدتى كوتاه خلق مزاحمت كنند. اما آنان هم توانايى مقاومت دراز مدت را ندارند. مخصوصا اگر روند ترور و قتل زنجيره اى نخبگان سياسى-نظامى آنان تداوم يابد، تاجيكان نيز چون هزاره ها و ازبيگ ها قدرت سازماندهى كارساز را از دست خواهند داد. بدون چهره هاى شناخته شده، آنان هم در بسيج مردم در داخل و هم در جذب كمك كشورهاى رقيب پاكستان مشكل جدى دارند.
پاكستان در بازى بزرگش در افغانستان به صورت روشن نسبت به رقيبان دست بالا دارد، اما اين ضرورتا به مفهوم برد قطعى پاكستان نيست. تاكنون پاكستان تلاش كرده است از پشتون هاى عموما بنيادگرا بر ضد ديگر اقوام افغانستان بهره ببرد. پشتون ها بعد از قرن ها سلطه كامل بر كشور، در طى اين سه دهه، سلطه تاريخى شان را از دست داده اند. اين در درون پشتون ها به صورت عموم حس شكست، حقارت و انتقام خلق كرده است. اين احساسات مخصوصا بعد از سقوط نجيب و به قدرت گرفتن تاجيك ها بيشتر شد. پاكستان با استفاده از اين زمينه روانى تلاش كرده است براى مسلط كردن يك نظام پشتونى وابسته به پاكستان تلاش كند. در اين راستا شايد بيرون راندن رقيبان از عرصه براى پاكستان ممكن باشد، اما در افغانستان تسلط يك قوم بر ديگر اقوام فقط با خشونت طالبانى و عبدالرحمانى و استبداد مطلق ممكن است. حتى اگر پاكستان چون گذشته از اعمال خشونت سيستماتيك توسط طالبان حمايت هم كند، معلوم نيست كه چنان رفتارى نتيجه مطلوب بدهد و توسط جامعه جهانى تحمل شود. غير قابل كنترل بودن گروهى با ماهيت طالبان مشكل ديگر است. طبق گفته هاى مشرف طالبان در گذشته آنچنان كه بايد از پاكستان حرفشنوى كامل نداشته اند. پاكستان به همان اندازه كه از گروه هاى تروريست مذهبى سود مى برد، در معرض خطرهاى ايجاد شده از سوى اين گروه ها نيز مى باشد.
شايد در وضعيت فعلى، غرب در نهايت به خواسته هاى پاكستان از سرناچارى و درماندگى تن بدهد. اما اگر يازده سپتامبر و يا هفت جولاى ديگرى اتفاق بيفتد و بعد ريشه را در پاكستان بيابند، پاكستان به صورت حتمى بهاى گرانى خواهد پرداخت.
بعد از جنگ سرد، پاكستان مورد بى مهرى آمريكا واقع شد و اهميت استراتژيك آن در عرصه جهانى كاهش يافت. از طرف ديگر هند رابطه بسيار نزديكترى با آمريكا دارد. پاكستان اينك بيشتر تلاش دارد با چين و قدرت هاى منطقوى چون عربستان سعودى همراه شود و منافعش را با آنها پيوند دهد. شايد يكى از دلايل بازى دوگانه پاكستان با آمريكا همين باشد. پاكستان نمى خواهد از منافع استراتژيك خود در افغانستان به سود قدرتى بگذرد كه دنبال همكارى دراز مدت نيست. به نظر مى رسد آمريكايى ها نيز با تمام درماندگى و عصبانيت ناشى از عدم همكارى سازنده پاكستان، نگرانى هاى پاكستان را درك مى كنند، اما راه حلى ندارند كه هم در افغانستان به اهداف شان برسند و هم دل پاكستان را خوش بسازند.
نگرانى ديگر در مورد پاكستان وضعيت شكننده سياسى آن است كه بعد از هرچندى دچار بى ثباتى مى شود. اردو در پاكستان تقريبا قدرت واقعى است. اما معلوم نيست كه اسلامگرايان تروريست تا چه اندازه بازيچه اردو است و تا چه اندازه اردو تحت نفوذ آن گروه ها. وحشتناكترين كابوس همه اين است كه بجاى بازيچه بودن اسلامگرايان به دست اردو، آى اس آى و اردوى هستوى پاكستان بازيچه  گروه هاى اسلامگرا شود.

Advertisements
دسته‌ها:دسته‌بندی نشده
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: